پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۲۰

روشنی بخش دلم شد تن غم پرور خویش

روشنست آینه شمع ز خاکستر خویش

سگ آن رند قلندر صفت شاه وشم

کز سفال سگ او ساخته جام زر خویش

من بیمار چنان زار شدم کز تن من

هیچ فصاد بخون تر نکند نشتر خویش

کعبه گر در نگشاید برخم گو مگشای

تو گشا بر رخم ای کعبه دلها در خویش

عاقبت گوی ز میدان ببرد چون چوگان

هرکه با خاک رهت کرد برابر سر خویش

بسکه از آتش می همچو گل افروخته یی

لاله از دست تو بر سنگ زند ساغر خویش

اهلی از سبز خط خود طمع وصل مکن

که لبش طوطی جان را ندهد شکر خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۲۲گر تشنه آب خضری از سر اخلاص
  2. شمارهٔ ۹۲۳عاشق دم کشتن ز جان آسان برآید همچو شمع
  3. شمارهٔ ۹۲۴ز بهر کلبه عاشق دلا مجوی چراغ
  4. شمارهٔ ۹۲۵چند فتد به کشتنم زلف تو ماه برطرف
  5. شمارهٔ ۹۲۶مجنون منم گریخته عمری ز بند عشق
  6. شمارهٔ ۹۲۷ماییم همچو مجنون استاد مذهب عشق
  7. شمارهٔ ۹۲۸یار مستغنی و ما مستغرق دریای عشق
  8. شمارهٔ ۹۲۹با حسن دوست دل نشکیبد ز داغ عشق
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.