پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۱۲

صد تلخ دهان میگزد از غصه لب خویش

ای نخل کرم تابکه بخشی رطب خویش

آن چاشنی ذوق که فرهاد ز غم یافت

خسرو نچشیده است ز عیش و طرب خویش

خواهی که نچیند گل مقصود ز رویت

چون مرغ سحر روز کن از ناله شب خویش

هرچند کشد دوست عنان تو به بازی

زنهار نگهدار عنان ادب خویش

نومید مشو زآب بقا همچو سکندر

چون خضر قدم بازمکش از طلب خویش

ما خاک نشینان مغانیم و ز خاکیم

ایخواجه تو میدانی و اصل و نسب خویش

مرغ از رخ گل سرخوش و اهلی ز رخ یار

مستند ازین می همه کس بر حسب خویش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱۴عیش اگر خواهی سگ خوبان مردم زاده باش
  2. شمارهٔ ۹۱۵خسته یی کان عنبرین مو بگذرد زود از سرش
  3. شمارهٔ ۹۱۶نبود کسی که نبود بلب تو اشتیاقش
  4. شمارهٔ ۹۱۷چون در کعبه به تقلید گرفتار مباش
  5. شمارهٔ ۹۱۸خوش آن ساعت که آن ساقی نشاننم پیش خود مستش
  6. شمارهٔ ۹۱۹گر فراغت طلبی همنفس رندان باش
  7. شمارهٔ ۹۲۰روشنی بخش دلم شد تن غم پرور خویش
  8. شمارهٔ ۹۲۱بر مست خود به پیری و عمر تبه ببخش
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.