پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵۲

ما تحمل بر جفاهای تو ای گل می‌کنیم

گر به خواری هم آن هم تحمل می‌کنیم

حق گواه ماست در صدق محبت با بتان

ناکسی گر ناحقی گوید تغافل می‌کنیم

هرکسی در این چمن از کشتکاری خرم است

ما چو مرغان تکیه بر شاخ توکل می‌کنیم

گرچه حسنت در خیال ما ز خورشیدست بیش

بیش از آن خوبی که ما با خود تخیل می‌کنیم

ما کجا و دیدن خورشید رویت از کجا

خلوت حسنت به چشم و دل تامل می‌کنیم

گل به دست مردم و در پای بلبل خار غم

کام خود ما هم خیال از بخت بلبل می‌کنیم

کام ما اهلی همین مردن بود در پای دوست

سستی از بخت است و ما خود هم تعلل می‌کنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵۴با هرگل نورسته که برخاست نشستیم
  2. شمارهٔ ۹۵۵غرق خونم که ازین بحر کناری گیرم
  3. شمارهٔ ۹۵۶ما از ازل به عشق تو دیوانه زاده‌ایم
  4. شمارهٔ ۹۵۷عالمی گر خون خورند از عشق ما هم می‌خوریم
  5. شمارهٔ ۹۵۸من از محرومی خود یا زرشک محرمان سوزم
  6. شمارهٔ ۹۵۹اگر تو جان طلبی جان در آستین دارم
  7. شمارهٔ ۹۶۰داند دل تو راز من وزان تو من هم
  8. شمارهٔ ۹۶۱رفتیم برون زین چمن و هیچ نگفتیم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.