پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵۵

غرق خونم که ازین بحر کناری گیرم

سر بصحرا نهم و دامن خاری گیرم

چند باشند جوانان بکنار از من پیر

وقت آنست که من نیز کناری گیرم

بسکه در کنج غمم چهره خزانی شده است

شرم دارم که ره باغ و بهاری گیرم

مگسی بی پر و بالم چه پرم گرد همای

در خور بال و پر خویش شکاری گیرم

بیقرارم من از آن شمع چو پروانه ولی

تا نسوزم نگذارد که قراری گیرم

گر سگ خود شمرد آن بت ترسا بچه ام

کافرم گر دو جهان را بشماری گیرم

اهلی آن به که چو بلبل نکنم ناله عشق

چند خود را بزبان عاشق زاری گیرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵۷عالمی گر خون خورند از عشق ما هم می‌خوریم
  2. شمارهٔ ۹۵۸من از محرومی خود یا زرشک محرمان سوزم
  3. شمارهٔ ۹۵۹اگر تو جان طلبی جان در آستین دارم
  4. شمارهٔ ۹۶۰داند دل تو راز من وزان تو من هم
  5. شمارهٔ ۹۶۱رفتیم برون زین چمن و هیچ نگفتیم
  6. شمارهٔ ۹۶۲ساقی کریم و یار خطاپوش و شاه هم
  7. شمارهٔ ۹۶۳دیوانه عشق توام مجنون مادرزاد هم
  8. شمارهٔ ۹۶۴در صحبت کس جام فراغی نکشیدیم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.