پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵۷

عالمی گر خون خورند از عشق ما هم می‌خوریم

بخش خود ما نیز خون دل ز عالم می‌خوریم

پیش ما از ذوق شادی لذت غم خوش‌تر است

تا نگویی دیگران شادند و ما غم می‌خوریم

جرعه نوشانیم فارغ از مرگ و حیات

زان که آب زندگی از ساغر جم می‌خوریم

ما که خود لب بسته‌ایم از سرمستی همچو جم

گر صراحی دم زند خونش به یک دم می‌خوریم

در سر کار بتان ساقی دلی گر رفت رفت

جام می پر کن که ما اندوه دل کم می‌خوریم

ما ز گرد غیر چون آب روان دل شسته‌ایم

از کدورت دم مزن با ما که بر هم می‌خوریم

با رقیبان گر نداریم الفتی اهلی چه عیب

آهوی صحرای عشقیم از سگان رم می‌خوریم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵۹اگر تو جان طلبی جان در آستین دارم
  2. شمارهٔ ۹۶۰داند دل تو راز من وزان تو من هم
  3. شمارهٔ ۹۶۱رفتیم برون زین چمن و هیچ نگفتیم
  4. شمارهٔ ۹۶۲ساقی کریم و یار خطاپوش و شاه هم
  5. شمارهٔ ۹۶۳دیوانه عشق توام مجنون مادرزاد هم
  6. شمارهٔ ۹۶۴در صحبت کس جام فراغی نکشیدیم
  7. شمارهٔ ۹۶۵از داغ می اگرچه در آتش چو لاله ام
  8. شمارهٔ ۹۶۶خوش آنکه مست بروی تو دیده باز کنم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.