پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴۵

چندان ز خلق درد ترا گوش میکنیم

کاحوال درد خویش فراموش میکنیم

پیش بتان بخدمت اگر دست بسته ایم

دست خیال باتو در آغوش میکنیم

ما را مران ز شکر خود چون مگس به تیغ

کز یاد نوش بر سر خون جوش میکنیم

خون خوردنی که بر دل ما خوشگوار شد

زهریست کز هوای لبت نوش میکنیم

زان جیب غنچه چاک بود در چمن که ما

یادی ز گلرخان قباپوش میکنیم

اهلی به شعر از آن دل ما زنده میکند

کانفاس عیسی از لب او گوش میکنیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۷درعشق گنهکارم اگر خاک نگردم
  2. شمارهٔ ۹۴۸چون مرغ نیم بسمل چندانکه می‌تپیدم
  3. شمارهٔ ۹۴۹سجده بردم بدرش دوش چو تنها گشتم
  4. شمارهٔ ۹۵۰گر صدهزار کاسه خون نوش میکنم
  5. شمارهٔ ۹۵۱ما فیض دل و فیض الهی همه داریم
  6. شمارهٔ ۹۵۲ما تحمل بر جفاهای تو ای گل می‌کنیم
  7. شمارهٔ ۹۵۳ز سنگ دل شکنان دل حزین چرا داریم
  8. شمارهٔ ۹۵۴با هرگل نورسته که برخاست نشستیم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.