پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴۶

ما شیشه ناموس به میخانه شکستیم

پیمان دو عالم به دو پیمانه شکستیم

اول چه حکیمانه ره توبه گرفتیم

آخر که شکستیم چه رندانه شکستیم

بستیم ز تعلیم خرد نخل امیدی

آنهم بمراد دل دیوانه شکستیم

باشد که دل دوست نرنجد که غمی نیست

گر در نظر مردم بیگانه شکستیم

مردیم ز غم اهلی و بستیم زبان را

برخیز که هنگامه افسانه شکستیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۸چون مرغ نیم بسمل چندانکه می‌تپیدم
  2. شمارهٔ ۹۴۹سجده بردم بدرش دوش چو تنها گشتم
  3. شمارهٔ ۹۵۰گر صدهزار کاسه خون نوش میکنم
  4. شمارهٔ ۹۵۱ما فیض دل و فیض الهی همه داریم
  5. شمارهٔ ۹۵۲ما تحمل بر جفاهای تو ای گل می‌کنیم
  6. شمارهٔ ۹۵۳ز سنگ دل شکنان دل حزین چرا داریم
  7. شمارهٔ ۹۵۴با هرگل نورسته که برخاست نشستیم
  8. شمارهٔ ۹۵۵غرق خونم که ازین بحر کناری گیرم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.