پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵۰

گر صدهزار کاسه خون نوش میکنم

بر یاد دوست جمله فراموش میکنم

برما ز عشق گرچه نگویی سخن ولی

صد نکته فهم از آن لب خاموش میکنم

مشتی گدای سوخته ایم ای پسر مرنج

بر شکر تو گر چو مگس جوش میکنم

مجنون وشم ز آهوی چشم تو گوشه گیر

با شیر اگرچه دست در آغوش میکنم

ما عاشقیم و گر همه عالم دهند پند

مشنو که من نه پند کسی گوش میکنم

اهلی کجا به مصلحت پیر خرقه پوش

ترک سهی قدان قباپوش میکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵۲ما تحمل بر جفاهای تو ای گل می‌کنیم
  2. شمارهٔ ۹۵۳ز سنگ دل شکنان دل حزین چرا داریم
  3. شمارهٔ ۹۵۴با هرگل نورسته که برخاست نشستیم
  4. شمارهٔ ۹۵۵غرق خونم که ازین بحر کناری گیرم
  5. شمارهٔ ۹۵۶ما از ازل به عشق تو دیوانه زاده‌ایم
  6. شمارهٔ ۹۵۷عالمی گر خون خورند از عشق ما هم می‌خوریم
  7. شمارهٔ ۹۵۸من از محرومی خود یا زرشک محرمان سوزم
  8. شمارهٔ ۹۵۹اگر تو جان طلبی جان در آستین دارم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.