پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴۹

سجده بردم بدرش دوش چو تنها گشتم

آمد آنشمع برون ناگه و رسوا گشتم

عاقبت نقد مرا دل خود داد بدست

سالها گرچه بدر یوزه دلها گشتم

منم آن ذره که بی نام و نشان میباشم

بهوا داری خورشید تو پیدا گشتم

وقت آنست که در میکده افتاده شوم

جبر آن عمر که بیهوده بهر جا گشتم

اهلی از کعبه چو حاجی نزنم لاف که من

خادم میکده بودم چه بصحرا گشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۵۱ما فیض دل و فیض الهی همه داریم
  2. شمارهٔ ۹۵۲ما تحمل بر جفاهای تو ای گل می‌کنیم
  3. شمارهٔ ۹۵۳ز سنگ دل شکنان دل حزین چرا داریم
  4. شمارهٔ ۹۵۴با هرگل نورسته که برخاست نشستیم
  5. شمارهٔ ۹۵۵غرق خونم که ازین بحر کناری گیرم
  6. شمارهٔ ۹۵۶ما از ازل به عشق تو دیوانه زاده‌ایم
  7. شمارهٔ ۹۵۷عالمی گر خون خورند از عشق ما هم می‌خوریم
  8. شمارهٔ ۹۵۸من از محرومی خود یا زرشک محرمان سوزم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.