پرش به محتوای اصلی
اهلی شیرازی اهلی شیرازی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴۲

ز خشم و ناز تو صد شوق شد فزون در دل

تغافل تو همه التفات و ما غافل

چرا ز دیدن مجنون ملولی ای لیلی

همان شمر که سگس میدود پی محمل

بکش به تیغم و دشمن مهل که طعنه زند

که زخم تیر زبان ها نمیرود از دل

اگر بمن همه عالم خوشند و گر ناخوش

ز لطف و قهر کسم نیست غم تو دل بگسل

مبین بخشم مرا تا نگردم آشفته

کزین نگاه تو دیوانه میشود عاقل

زمانه دشمن اهل نظر بود دایم

بکش به مهرم و قتلم بروزگار مهل

به آب دیده دلم کشته وفا پرورد

چه سود از دل اهلی که خار شد حاصل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۴۴عاشق منم که با چو تو خونخواره‌ای خوشم
  2. شمارهٔ ۹۴۵چندان ز خلق درد ترا گوش میکنیم
  3. شمارهٔ ۹۴۶ما شیشه ناموس به میخانه شکستیم
  4. شمارهٔ ۹۴۷درعشق گنهکارم اگر خاک نگردم
  5. شمارهٔ ۹۴۸چون مرغ نیم بسمل چندانکه می‌تپیدم
  6. شمارهٔ ۹۴۹سجده بردم بدرش دوش چو تنها گشتم
  7. شمارهٔ ۹۵۰گر صدهزار کاسه خون نوش میکنم
  8. شمارهٔ ۹۵۱ما فیض دل و فیض الهی همه داریم
همه‌ی غزلیات ←

اهلی شیرازی درباره‌ی اهلی شیرازی

محمد بن‌ یوسف اهلی شیرازی (زادهٔ ۸۵۸ هجری قمری در شیراز – درگذشتهٔ ۹۴۲ هجری قمری در شیراز) شاعر قرن نهم و دهم هجری است. اهلی در سرودن انواع شعر استاد بود و آنچنان که از شعرش مشخص است مطالعهٔ وسیعی روی دیوانهای شاعران پیش از خود دارد. در غزلیات او تأثیر حافظ و سعدی و همچنین شیوهٔ وقوعی تحت تأثیر شاعران این مکتب همچون ب...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.