پرش به محتوای اصلی

واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

۳۲۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ ای هر سر موی تو رگ جان دل ما
  2. شمارهٔ ۲ چه غم گر غمش ناتوان کرد ما را
  3. شمارهٔ ۳ نکشد یار از غرور مرا
  4. شمارهٔ ۴ دل ز رنج سفر عشق خراب است مرا
  5. شمارهٔ ۵ نمک خوان دل فگاران است
  6. شمارهٔ ۶ خوگر وصل چه داند غم مهجوری را
  7. شمارهٔ ۷ چون نی نساخت همدمی هیچ‌کس مرا
  8. شمارهٔ ۸ کی دلِ خشنود می‌باید مرا
  9. شمارهٔ ۹ بس که در هر صورت آزار است دامنگیر ما
  10. شمارهٔ ۱۰ چشمش از یک نگاه کشت مرا
  11. شمارهٔ ۱۱ کردم ز عشق داغ سراپای خویش را
  12. شمارهٔ ۱۲ از پا فکنده قامت رعنای او مرا
  13. شمارهٔ ۱۳ همسری نَبْوَد به ابروی بتان شمشیر را
  14. شمارهٔ ۱۴ پرتو آن مه‌جبین بی‌تاب می‌سازد مرا
  15. شمارهٔ ۱۵ کجا هوای گلستان شگفته کرد مرا
  16. شمارهٔ ۱۶ ضرور بر زر رخسار شد سپاس مرا
  17. شمارهٔ ۱۷ هر شب ز گریه بی تو سحر می‌کنم بیا
  18. شمارهٔ ۱۸ مجمر داغ گشت سینهٔ ما
  19. شمارهٔ ۱۹ درهم و برهم نمود طرهٔ جانانه را
  20. شمارهٔ ۲۰ از کجا می‌آیی ای غارتگر جان از کجا
  21. شمارهٔ ۲۱ ای سوخته از داغ تو صد جای دل ما
  22. شمارهٔ ۲۲ به تربتم چو دهم جان در انتظار بیا
  23. شمارهٔ ۲۳ بسمل نمود آرزوی تیغ او مرا
  24. شمارهٔ ۲۴ ای که بستی کمر از بهر دل ‌آزاری ما
  25. شمارهٔ ۲۵ در غم دل چون ز خون رنگین کنم این دیده را
  26. شمارهٔ ۲۶ کس چه کند این دل آواره را
  27. شمارهٔ ۲۷ زارم از درد جدایی ای دل زارم بیا
  28. شمارهٔ ۲۸ نتَوان کرد مرا از تو به تدبیر جدا
  29. شمارهٔ ۲۹ بگو به آن مژه‌ها تا زنند تیر مرا
  30. شمارهٔ ۳۰ هست آرزوی بوسه‌ای از تو من دل‌ریش را
  31. شمارهٔ ۳۱ نوبهار است و ندارم دلِ خشنود بیا
  32. شمارهٔ ۳۲ توان داشت معذور در گردشم
  33. شمارهٔ ۳۳ خستهٔ عشقیم و می‌سوزد دل غمگین ما
  34. شمارهٔ ۳۴ تا فرود آمدی به خانهٔ ما
  35. شمارهٔ ۳۵ می‌روی و حسرت بسیار می‌ماند به جا
  36. شمارهٔ ۳۶ ضبط کنم در نفس ناله و فریاد را
  37. شمارهٔ ۳۷ داغ تو ز بس گداخت ما را
  38. شمارهٔ ۳۸ سر کنم در وصف گیسوی تو هر جا خامه را
  39. شمارهٔ ۳۹ مگْذار به دل دگر امل را
  40. شمارهٔ ۴۰ می خورده با رقیب برافروختی چرا
  41. شمارهٔ ۴۱ کرده‌ام پیدا تب و تابی که می‌سوزد مرا
  42. شمارهٔ ۴۲ شد اسیرِ آن زنخندان دیده و دانسته دل
  43. شمارهٔ ۴۳ خداوندا ترحّم را بگو این سختگیران را
  44. شمارهٔ ۴۴ سوخت سودای نگاهت خانمان سرمه را
  45. شمارهٔ ۴۵ ای بسته کمر شکست ما را
  46. شمارهٔ ۴۶ از کاوش مژگان تو در سینه دارم خارها
  47. شمارهٔ ۴۷ دام می‌بافند صیادان برای عندلیب
  48. شمارهٔ ۴۸ زین که تب کرده‌ام به درد طلب
  49. شمارهٔ ۴۹ خوار شدیم از وفا در سر کوی حبیب
  50. شمارهٔ ۵۰ چند باشد دیده از دیدار دیدن بی‌نصیب
  51. شمارهٔ ۵۱ همچو صبحم از ازل گشته دم سرد نصیب
  52. شمارهٔ ۵۲ از شانه گر برون فتدم شاند وار دست
  53. شمارهٔ ۵۳ جلوهٔ مستانه کردی عاقبت
  54. شمارهٔ ۵۴ مرا اگر همه یک استخوان ز تن باقیست
  55. شمارهٔ ۵۵ همه عمرم به درد غم گذشت است
  56. شمارهٔ ۵۶ نه کار بر دل من روزگار تنگ گرفت
  57. شمارهٔ ۵۷ این نسخهٔ بی‌ربط که دیوان فقیر است
  58. شمارهٔ ۵۸ عاشقان را گزند بسیار است
  59. شمارهٔ ۵۹ عشق سوزم در استخوان انداخت
  60. شمارهٔ ۶۰ گر زهر دهی شکر توان گفت

متن اشعار به نقل از گنجور.