پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۴۷

دام می‌بافند صیادان برای عندلیب

بیم دست‌انداز گل‌چین بس برای عندلیب

دل به یاد نوگلی شد همنوای عندلیب

خوش‌ رقیبی گشت پیدا از برای عندلیب

بس که قدر عشق پیش من ز حسن افزون‌تر است

خردهٔ گل صرف سازم در بهای عندلیب

با وفابیگانه‌ای گشتم رفیق سیر باغ

او به گل شد همنفس، من آشنای عندلیب

در خزان هم از گلستان آشیان را برنداشت

آفرین بادا هزاران بر وفای عندلیب

این قدر با آن اسیر ای گل چه استغنا کنی

کرده‌ای خود را گمان گویا خدای عندلیب

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۴۹خوار شدیم از وفا در سر کوی حبیب
  2. شمارهٔ ۵۰چند باشد دیده از دیدار دیدن بی‌نصیب
  3. شمارهٔ ۵۱همچو صبحم از ازل گشته دم سرد نصیب
  4. شمارهٔ ۵۲از شانه گر برون فتدم شاند وار دست
  5. شمارهٔ ۵۳جلوهٔ مستانه کردی عاقبت
  6. شمارهٔ ۵۴مرا اگر همه یک استخوان ز تن باقیست
  7. شمارهٔ ۵۵همه عمرم به درد غم گذشت است
  8. شمارهٔ ۵۶نه کار بر دل من روزگار تنگ گرفت
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.