پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۵۳

جلوهٔ مستانه کردی عاقبت

عقل را دیوانه کردی عاقبت

باده خوردی شمع‌سان افروختی

روح را پروانه کردی عاقبت

دل خراب از آرزوها ساختی

کعبه را بتخانه کردی عاقبت

خانهٔ من از تو عشرت‌خانه بود

رفتی و غم‌خانه کردی عاقبت

زهد چندین‌ساله‌ام را یک نگاه

در سر پیمانه کردی عاقبت

سیل اشک از دیده سر کردی دلا

شهر را ویرانه کردی عاقبت

در دیار دل که اقلیم تو بود

غارت ترکانه کردی عاقبت

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۵۵همه عمرم به درد غم گذشت است
  2. شمارهٔ ۵۶نه کار بر دل من روزگار تنگ گرفت
  3. شمارهٔ ۵۷این نسخهٔ بی‌ربط که دیوان فقیر است
  4. شمارهٔ ۵۸عاشقان را گزند بسیار است
  5. شمارهٔ ۵۹عشق سوزم در استخوان انداخت
  6. شمارهٔ ۶۰گر زهر دهی شکر توان گفت
  7. شمارهٔ ۶۱به پلوی من تیر یارم نشسته است
  8. شمارهٔ ۶۲سر به سودای تو دارم که تجارت این است
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.