پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۶۱

به پلوی من تیر یارم نشسته است

چه پروای غم غمگسار نشسته است

صبا اندکی پا به آهستگی نه

که بر آستانش غبارم نشسته است

رمید است از سینه‌اش خار حسرت

دمی هر که با گلعذارم نشسته است

ز ربط صحبت پس از مردن من

سیه‌پوش غم بر مزارم نشسته است

ندانم چه‌سان خیزم از جا که از اشک

جگرگوش‌ها در کنارم نشسته است

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۶۳خون من جوشید تا آن دست و پا را دیده است
  2. شمارهٔ ۶۴دلم از هجر رویش بس غمین است
  3. شمارهٔ ۶۵گل زمن قاعدهٔ جامه‌دریدن آموخت
  4. شمارهٔ ۶۶جانانه به ما گه نظری گه گذری داشت
  5. شمارهٔ ۶۷در محبت این خرابی‌ها که من دارم بس است
  6. شمارهٔ ۶۸سینه‌ای باغ و داغ تو گل اوست
  7. شمارهٔ ۶۹عیش بیرون رفت و غم در دل به سلطانی نشست
  8. شمارهٔ ۷۰نپرسی حال ما ای بی‌مروت
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.