پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۶۶

جانانه به ما گه نظری گه گذری داشت

امروز کجا شد که محبت اثری داشت

درمانده به احوال نمی‌گشت بدین‌سان

گر غیر درت بندهٔ درگاه دری داشت

امروز به جز جور و جفا ناید ازان ماه

زین پیشترک مهر و وفا هم قدری داشت

آن‌کس که به شمشیر تو داده است چنین آب

شاید که ز لب‌تشنگی من خبری داشت

بیداد تو این دم شده مخصوص رقیبان

تیغ تو ازین پیش به ما نیز سری داشت

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۶۸سینه‌ای باغ و داغ تو گل اوست
  2. شمارهٔ ۶۹عیش بیرون رفت و غم در دل به سلطانی نشست
  3. شمارهٔ ۷۰نپرسی حال ما ای بی‌مروت
  4. شمارهٔ ۷۱خوبی من اشک گلگون من است
  5. شمارهٔ ۷۲سرو من دوش در اطراف گلستان می‌گشت
  6. شمارهٔ ۷۳آن را که با تمیز بود یک پشیز نیست
  7. شمارهٔ ۷۴یار رفت و جان زاری مانده است
  8. شمارهٔ ۷۵شب که صحبت به غم دوری احباب گذشت
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.