پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۷۵

شب که صحبت به غم دوری احباب گذشت

آن‌قدر اشک فشاندم که ز سر آب گذشت

هیچ تدبیر نشد موجب آرام دلم

عمر من در هوس کشتن سیماب گذشت

دل چون از گریه خرابست ز غم پروا نیست

چه برد دزد ازان خانه که سیلاب گذشت

شمع‌سان عمر من از بخت سیه یک شب بود

آن هم از داغ محبت به تب و تاب گذشت

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۷۷از تغافل‌های او تنها دلم ناشاد نیست
  2. شمارهٔ ۷۸شب جدایی آن رشک ماه در پیش است
  3. شمارهٔ ۷۹سرو کی همچون قدت ناز مجسم برخاست
  4. شمارهٔ ۸۰کسی که روی تو را لاله‌زار ساخته است
  5. شمارهٔ ۸۱چرا زاهد از بزم رندان نفور است
  6. شمارهٔ ۸۲شب فراق ر بس عرصه بر دلم تنگ است
  7. شمارهٔ ۸۳صحبت غیر با او درگیر است
  8. شمارهٔ ۸۴ز هجران در دل تنگم فضا نیست
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.