پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۸۴

ز هجران در دل تنگم فضا نیست

به قدر آنکه غیر ناله جا نیست

مرا این سر فدای تیر یار است

تو را جانان سر من هست یا نیست

فدای قهر بی‌جای تو گردم

که پیش ما کم از لطف به‌جا نیست

اگر صد سال خواهی شست خونم

نخواهد رفت از دستت حنا نیست

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۸۶کی مرا در زندگانی پیرهن آمد به‌دست
  2. شمارهٔ ۸۷یار را نزدیکم از دورآور است
  3. شمارهٔ ۸۸نی همین دل‌خستهٔ درد جدایی مردنی است
  4. شمارهٔ ۸۹شمشیر ناز او ز سر من گذشته است
  5. شمارهٔ ۹۰دل از سینهٔ من به در رفته است
  6. شمارهٔ ۹۱اضطراب عشق در کارم فتور انداخت است
  7. شمارهٔ ۹۲از بس که گریه کردم م در جگر نمانده است
  8. شمارهٔ ۹۳از یک توجه پیر خرابات
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.