شمارهٔ ۹۲
از بس که گریه کردم م در جگر نمانده است
وقت است اگر بیایی عمر اینقدر نمانده است
عشق تو کرد غارت اسباب عیش و راحت
ماییم و نیمجانی چیزی درک نمانده است
مردند خستگانت بر خاک آستانت
چون من به بستر غم یک محتضر نمانده است
از بس که گریه کردم م در جگر نمانده است
وقت است اگر بیایی عمر اینقدر نمانده است
عشق تو کرد غارت اسباب عیش و راحت
ماییم و نیمجانی چیزی درک نمانده است
مردند خستگانت بر خاک آستانت
چون من به بستر غم یک محتضر نمانده است
شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسیگوی و پنجابیزبان قرن دوازدهم هجری در شبهقارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانتالله، قاضیالقضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه بهشمار میرفت. سال دقیق تولدش در هیچیک از تذکرهها...
زندگینامه و دیوان کامل ←متن شعر به نقل از گنجور.