پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۹۷

از طپیدن دمی نیاسوده است

تا دلم بود این‌چنین بوده است

با رقیبان به باغ فرمودن

من ندانم تو را که فرموده است

مزن انگشت بر لبم زنهار

که حدیثم شکایت‌آلوده است

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۹۹با ما خیال او چه‌قدر بی‌تکلف است
  2. شمارهٔ ۱۰۰نی همین بی او دل گرمم گداخت
  3. شمارهٔ ۱۰۱ای دل ز یار شکوه‌گزاری چه لازم است
  4. شمارهٔ ۱۰۲اگر به خار و خس آن گل قدح به‌ دست نشست
  5. شمارهٔ ۱۰۳من نه هر جایی که تدبیر بود خواهم رفت
  6. شمارهٔ ۱۰۴به صفحهٔ رخ او نقش خط نوشته درست
  7. شمارهٔ ۱۰۵خاک گشتم در رهت از من غباری برنخاست
  8. شمارهٔ ۱۰۶مرا کشت و کین از دل او نرفت
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.