پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۰۳

من نه هر جایی که تدبیر بود خواهم رفت

هر کجا قادر تقدیر برد خواهم رفت

جست‌وجوی دل دیوانهٔ آن رلف مرا

گر به سر کوچهٔ زنجیر برد خواهم رفت

نیست ممکن که کنم قطع رفاقت از دل

که مرا بر دم شمشیر برد خواهم رفت

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۰۵خاک گشتم در رهت از من غباری برنخاست
  2. شمارهٔ ۱۰۶مرا کشت و کین از دل او نرفت
  3. شمارهٔ ۱۰۷دلی در خون طپیده را چه علاج
  4. شمارهٔ ۱۰۸لبت هنوز نگردیده بود از پان سرخ
  5. شمارهٔ ۱۰۹محبت با دلش کاری ندارد
  6. شمارهٔ ۱۱۰دانی محیط فتنه چرا موج می‌زند
  7. شمارهٔ ۱۱۱به شهرم خرد چند رسوا نماید
  8. شمارهٔ ۱۱۲بند ز بند من جدا کرد، که کرد؟ یار کرد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.