پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۰۴

به صفحهٔ رخ او نقش خط نوشته درست

کجا نوشته کسی این‌چنین شکسته درست

به حیرتم که ز زلف شکسته‌بند بتان

دل شکستهٔ ما را چرا نبسته درست

چنین که از تو فراهم شود جراحت‌ها

ز جلوه‌ات شود آیینهٔ شکست درست

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۰۶مرا کشت و کین از دل او نرفت
  2. شمارهٔ ۱۰۷دلی در خون طپیده را چه علاج
  3. شمارهٔ ۱۰۸لبت هنوز نگردیده بود از پان سرخ
  4. شمارهٔ ۱۰۹محبت با دلش کاری ندارد
  5. شمارهٔ ۱۱۰دانی محیط فتنه چرا موج می‌زند
  6. شمارهٔ ۱۱۱به شهرم خرد چند رسوا نماید
  7. شمارهٔ ۱۱۲بند ز بند من جدا کرد، که کرد؟ یار کرد
  8. شمارهٔ ۱۱۳رسید یار و در غصه‌ام فراز کنید
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.