پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۱۳

رسید یار و در غصه‌ام فراز کنید

سرود عیش به چنگ و چغانه باز کنید

به حکم یار جوانان مرا میازارید

دعای پیر اثر دارد احتراز کنید

ز کوتهی شب فرصت اگر خبر دارید

ضرورت است که دست دعا دراز کنید

تونگرید به حسن ای بتان چه افتاده است

که بهر غارت درویش ترکتاز کنید

چه خوب گفت سحرگاه عارف آگاه

جهان تجلی حسن است دیده باز کنید

ز غنچهٔ دل ما گلرخان به یاد آرید

گره چو باز ز بند قبای ناز کنید

به دامنی که ز اشک ندامت آلوداست

قبول درگه حق است گر نماز کنید

ادای حسن مکرر نمی‌شود خوبان

همان جفا که به من کرده‌اید باز کنید

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۱۵گل عیش نچیدم گرچه عهد وصل یار آمد
  2. شمارهٔ ۱۱۶سر پرشور جنون بر تن من می‌باید
  3. شمارهٔ ۱۱۷مرا ز زنخدان او دل برآید
  4. شمارهٔ ۱۱۸چشم من چون پیش آن نادردمندان تر شود
  5. شمارهٔ ۱۱۹دوستی روزی دشمن نشود
  6. شمارهٔ ۱۲۰گل به عارض زیبا نرسد
  7. شمارهٔ ۱۲۱محنت‌کش هجرم خبرم هیچ مپرسید
  8. شمارهٔ ۱۲۲زان کماندار به حالم نظری بود نماند
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.