پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۱۴

در دل آن پرعتاب می‌گردد

زهرهٔ طاقت آب می‌گردد

مست عشق تو هر کجا نالد

مرغ و ماهی کباب می‌گردد

ابرویش را اگر کنی محراب

هر دعا مستجاب می‌گردد

خانهٔ دل حباب را ماند

که به آهی خراب می‌گردد

هر که سودای زلف یارش سوخت

خون او مشک ناب می‌گردد

در دهان جای ذکر بر لب‌ها

جای آبم سراب می‌گردد

عرق آلوده چون روی به چمن

گل ز خجلت گلاب می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۱۶سر پرشور جنون بر تن من می‌باید
  2. شمارهٔ ۱۱۷مرا ز زنخدان او دل برآید
  3. شمارهٔ ۱۱۸چشم من چون پیش آن نادردمندان تر شود
  4. شمارهٔ ۱۱۹دوستی روزی دشمن نشود
  5. شمارهٔ ۱۲۰گل به عارض زیبا نرسد
  6. شمارهٔ ۱۲۱محنت‌کش هجرم خبرم هیچ مپرسید
  7. شمارهٔ ۱۲۲زان کماندار به حالم نظری بود نماند
  8. شمارهٔ ۱۲۳راندی مرا ز خدمت تقصیر من چه باشد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.