پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۲۳

راندی مرا ز خدمت تقصیر من چه باشد

درمانده‌ام درین غم تدبیر من چه باشد

جای کزان لب و خط گویند یا نویسند

تقریر من چه باشد تحریر من چه باشد

تاری ز لف لیلی بسته است دست و پایم

مجنون ناتوانم زنجیر من چه باشد

هستم خیال باطل تحقیق من چه حاصل

خوابم بسی پریشان تعبیر من چه باشد

کردی ز غمزه کارم فارغ نشین ز فکرم

چون صید تیرخورده تسخیر من چه باشد

بعد از وفای عمری سگ خوانده یار دوشم

تعظیم خویش دیدم تحقیر من چه باشد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۲۵هر سبزه که در بهار روید
  2. شمارهٔ ۱۲۶اشک عشاق تو ممتاز بود
  3. شمارهٔ ۱۲۷تیغ بیداد برآهیختنش را نگرید
  4. شمارهٔ ۱۲۸درد دلم ز رنگ رخم گرد می‌کند
  5. شمارهٔ ۱۲۹ارباب قرب را که جگر آب می‌شود
  6. شمارهٔ ۱۳۰طلعت روی تو آفتاب ندارد
  7. شمارهٔ ۱۳۱آنچه با دل آن ستمگر می‌کند
  8. شمارهٔ ۱۳۲چه شد گر او به من خسته خشمگین افتاد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.