پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۲۸

درد دلم ز رنگ رخم گرد می‌کند

دیگر چه گویمت که سرم درد می‌کند

آمیخته است عشق به خونم هزار غم

این می مخور که رنگ تو را زرد می‌کند

بی‌باکی تو کم نشد از گوشمال خط

خون‌ها که چشم مست تو می‌کرد می‌کند

با آنکه ناله داد غبار مرا به باد

کینم هنوز از دل او گرد می‌کند

ای شمع سرکشی چه کنی این‌قدر که صبح

هنگامه‌ای تو را به دمی سر می‌کند

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۳۰طلعت روی تو آفتاب ندارد
  2. شمارهٔ ۱۳۱آنچه با دل آن ستمگر می‌کند
  3. شمارهٔ ۱۳۲چه شد گر او به من خسته خشمگین افتاد
  4. شمارهٔ ۱۳۳حرف از مهر و وفا می‌گوید
  5. شمارهٔ ۱۳۴تا چه‌ها بر سرش از پهلوی اغیار آمد
  6. شمارهٔ ۱۳۵ره به جانان نمی‌توانم برد
  7. شمارهٔ ۱۳۶چو رفتم پیش او چین بر جبین زد
  8. شمارهٔ ۱۳۷اشکم از دیده به صد شور چکیدن دارد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.