پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۳۶

چو رفتم پیش او چین بر جبین زد

غرور حسن او موج این‌چنین زد

قبای ناز چون پوشید آن شوخ

نخستین بر چراغم آستین زد

تو را گر آسمان از خاک برداشت

مشو ایمن که خواهد بر زمین زد

ز تیر ناز این ابروکمانان

توان یک عمر حرف دلنشین زد

ز چشم شوخ او بر خویش لرزم

که این آهو ره شیران دین زد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۳۸آن دل که ز چشم دلبر افتاد
  2. شمارهٔ ۱۳۹تنها نه چشم از غم هجران سفید شد
  3. شمارهٔ ۱۴۰نمود از وعدهٔ قتلم دلم شاد
  4. شمارهٔ ۱۴۱طالب وصل اگر باید بود
  5. شمارهٔ ۱۴۲فغان کز گفتهٔ اغیار با من خوب من بد شد
  6. شمارهٔ ۱۴۳ز امید وصالش گرچه دل خشنود می‌گردد
  7. شمارهٔ ۱۴۴یک بوسه گز ز نوش لبان می‌توان خرید
  8. شمارهٔ ۱۴۵جامه‌زیبان به ما چه‌ها کردند
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.