پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۳۸

آن دل که ز چشم دلبر افتاد

بیمار شد و به بستر افتاد

ای کان ملاحت از کجایی

شور تو به هفت کشور افتاد

افسوس که رسم مهربانی

در عهد تو ماه من برافتاد

لخت جگرم که داشت دل نام

دردا که به دست کافر افتاد

مردیم ز حسرت وصالش

شاید که به عمر دیگر افتاد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۴۰نمود از وعدهٔ قتلم دلم شاد
  2. شمارهٔ ۱۴۱طالب وصل اگر باید بود
  3. شمارهٔ ۱۴۲فغان کز گفتهٔ اغیار با من خوب من بد شد
  4. شمارهٔ ۱۴۳ز امید وصالش گرچه دل خشنود می‌گردد
  5. شمارهٔ ۱۴۴یک بوسه گز ز نوش لبان می‌توان خرید
  6. شمارهٔ ۱۴۵جامه‌زیبان به ما چه‌ها کردند
  7. شمارهٔ ۱۴۶غم دل دلبری دارد ندارد
  8. شمارهٔ ۱۴۷کی خستهٔ غمت به مسیح التجا برد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.