پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۴۷

کی خستهٔ غمت به مسیح التجا برد

حاشا که دردمند تو نام دوا برد

روزی بر آستان تو یابند مرده‌ام

هرکس که داد دل به تو جان را کجا برد

ما را خبر ز منزل مقصود خود کجاست

از خویش می‌رویم به هر جا خدا برد

بسیار می‌رود دل من از پی بتان

ترسم که رفته رفته مرا هم ز جا برد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۴۹دلبران شوخ و میرزا مشوید
  2. شمارهٔ ۱۵۰طاقتم برد هجر تاب نماند
  3. شمارهٔ ۱۵۱راز درون پرده ز اشکم به در فتاد
  4. شمارهٔ ۱۵۲کس چرا دل به چنین شوخ جفا جو بندد
  5. شمارهٔ ۱۵۳ز دولت تو دلم درد و داغ پیدا کرد
  6. شمارهٔ ۱۵۴هر که را سودای زلف او گریبان‌گیر شد
  7. شمارهٔ ۱۵۵به بالای او هر که دل داده باشد
  8. شمارهٔ ۱۵۶از دوا درد دلم روی به بهبود نکرد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.