پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۴۶

غم دل دلبری دارد ندارد

ترحم کافری دارد ندارد

جواهر خانهٔ صنع الهی

به از دل گوهری دارد ندارد

تن تنها زدم بر قلب مژگان

چنین دل دیگری دارد ندارد

ربودم زخم از شمشیر نازش

چو من کس جوهری دارد ندارد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۴۸رفت در زهد عمر من بر باد
  2. شمارهٔ ۱۴۹دلبران شوخ و میرزا مشوید
  3. شمارهٔ ۱۵۰طاقتم برد هجر تاب نماند
  4. شمارهٔ ۱۵۱راز درون پرده ز اشکم به در فتاد
  5. شمارهٔ ۱۵۲کس چرا دل به چنین شوخ جفا جو بندد
  6. شمارهٔ ۱۵۳ز دولت تو دلم درد و داغ پیدا کرد
  7. شمارهٔ ۱۵۴هر که را سودای زلف او گریبان‌گیر شد
  8. شمارهٔ ۱۵۵به بالای او هر که دل داده باشد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.