پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۵۱

راز درون پرده ز اشکم به در فتاد

این طفل بی‌زبان چه بلا پرده در فتاد

روزی که عشق آتش بیداد برفروخت

در پنبه‌زار طاقتم اول شرر فتاد

نزدیک شد دلا که برای پیام وصل

یعنی کمند ناله بر اوج اثر فتاد

ما را ز غافلانه نگاهی به خون نشاند

طفل است تیر او چه قدر کارگر فتاد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۵۳ز دولت تو دلم درد و داغ پیدا کرد
  2. شمارهٔ ۱۵۴هر که را سودای زلف او گریبان‌گیر شد
  3. شمارهٔ ۱۵۵به بالای او هر که دل داده باشد
  4. شمارهٔ ۱۵۶از دوا درد دلم روی به بهبود نکرد
  5. شمارهٔ ۱۵۷من ز دل دل ز من جدا افتاد
  6. شمارهٔ ۱۵۸ز من برگشت آن مه مهربان من که خواهد شد
  7. شمارهٔ ۱۵۹دیده گردید و بت عهدشکن پیدا کرد
  8. شمارهٔ ۱۶۰بشنو که پیر دیر چه ارشاد می‌کند
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.