پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۶۰

بشنو که پیر دیر چه ارشاد می‌کند

می خور که می تو را فرح آباد می‌کند

از بسکه طبع یار مکرر پسند نیست

هر لحظه جور تازه‌ای ایجاد می‌کند

مشنو حدیث غیر گر از بنده نقل کرد

اکثر دروغ خود به من اسناد می‌کند

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۶۲بنمای رو که صورت عالم نکو شود
  2. شمارهٔ ۱۶۳کسی امید چه نفع از تو ای فلک دارد
  3. شمارهٔ ۱۶۴جان ضعیف من که به جانان نمی‌رسد
  4. شمارهٔ ۱۶۵تنگ تنگ از دهن یار شکر می‌ریزد
  5. شمارهٔ ۱۶۶ره نمی‌یابد سکندر هم به دولت‌خانه‌اش
  6. شمارهٔ ۱۶۷گر او دل می‌دهد جان می‌ستاند
  7. شمارهٔ ۱۶۸تندخویی ز من نمی‌آید
  8. شمارهٔ ۱۶۹دارد افسانهٔ بیتابی من تأثیری
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.