پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۶۲

بنمای رو که صورت عالم نکو شود

بگشای مو که خاک جهان مشکبو شود

عشقم چه عقده‌ها که نیاورده است پیش

ترسم که گریه نیز گره در گلو شود

پیمانه گر کنی ز تو ای چرخ دور نیست

از مشت خاک ما که نه خم نی سبو شود

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۶۴جان ضعیف من که به جانان نمی‌رسد
  2. شمارهٔ ۱۶۵تنگ تنگ از دهن یار شکر می‌ریزد
  3. شمارهٔ ۱۶۶ره نمی‌یابد سکندر هم به دولت‌خانه‌اش
  4. شمارهٔ ۱۶۷گر او دل می‌دهد جان می‌ستاند
  5. شمارهٔ ۱۶۸تندخویی ز من نمی‌آید
  6. شمارهٔ ۱۶۹دارد افسانهٔ بیتابی من تأثیری
  7. شمارهٔ ۱۷۰نه همین عالم ازین زلف دگرگون گردید
  8. شمارهٔ ۱۷۱داغت بس از فنا به مزارم بهار کرد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.