پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۶۷

گر او دل می‌دهد جان می‌ستاند

کسی این شیوه را یارب چو داند

جواب نامه‌ام کی می‌نویسد

تو را ای نامه بر او می‌دواند

بود منظور او عاشق‌پرانی

به ظاهر گر کبوتر می‌پراند

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۶۹دارد افسانهٔ بیتابی من تأثیری
  2. شمارهٔ ۱۷۰نه همین عالم ازین زلف دگرگون گردید
  3. شمارهٔ ۱۷۱داغت بس از فنا به مزارم بهار کرد
  4. شمارهٔ ۱۷۲مرا اگر تب عشق استخوان بجنباند
  5. شمارهٔ ۱۷۳به جز چاکی که آن از جیب تا دامن نمی‌آید
  6. شمارهٔ ۱۷۴سحری مرحمتی عشق تو در کارم کرد
  7. شمارهٔ ۱۷۵اگر ز خاک مزارم غبار برخیزد
  8. شمارهٔ ۱۷۶غم افزون شد نپرسیدی چرا شد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.