پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۷۴

سحری مرحمتی عشق تو در کارم کرد

خفته بودم سر کوی تو که بیدارم کرد

آسمان دست ز آزار دل من برداشت

بخت روزی که به دست تو گرفتارم کرد

دیدن ساده رخان نامهٔ من کرد سیاه

روی این دیده سیاه باد سیاه‌کارم کرد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۷۶غم افزون شد نپرسیدی چرا شد
  2. شمارهٔ ۱۷۷تا ستانم ز بتان داد تن خون‌آلود
  3. شمارهٔ ۱۷۸چشم تو را که رخصت خون ریز داده‌اند
  4. شمارهٔ ۱۷۹غنچه‌سان تنگی دل از سر من وا نشد
  5. شمارهٔ ۱۸۰خیال تند خوی در دل من خانه می‌سازد
  6. شمارهٔ ۱۸۱دشمنان خانهٔ من سوخته بودند نشد
  7. شمارهٔ ۱۸۲ز وصلت ناامیدی‌ها همه امید می‌گردد
  8. شمارهٔ ۱۸۳نه همین بادیه گلزار هوادار تو بود
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.