پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۷۸

چشم تو را که رخصت خون ریز داده‌اند

خنجر به دستش از مژهٔ تیز داده‌اند

در خنده اختیار نداری به رنگ گل

جام طرب به دست تو لبریز داده‌اند

آویخته است از سر هر موی او دلی

جانان تو را چه زلف دل‌آویز داده‌اند

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۸۰خیال تند خوی در دل من خانه می‌سازد
  2. شمارهٔ ۱۸۱دشمنان خانهٔ من سوخته بودند نشد
  3. شمارهٔ ۱۸۲ز وصلت ناامیدی‌ها همه امید می‌گردد
  4. شمارهٔ ۱۸۳نه همین بادیه گلزار هوادار تو بود
  5. شمارهٔ ۱۸۴چه گویم که حال من از عشق چون شد
  6. شمارهٔ ۱۸۵دامان من از شومی این چشم تر آلود
  7. شمارهٔ ۱۸۶بی تو با این همه زاری به لبم جان نرسد
  8. شمارهٔ ۱۸۷سینه‌ام از داغ‌ها معمور باد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.