پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۸۲

ز وصلت ناامیدی‌ها همه امید می‌گردد

که شام ماتم از روی تو صبح عید می‌گردد

چه شد ای کعبهٔ جان گر تو از من روی گرداندی

به آن ذوقی که دل گرد تو می‌گردید می‌گردد

به پیش او مکن زنهار عرض دوستی ای دل

که بهر دشمنی آن شوخ را تمهید می‌گردد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۸۴چه گویم که حال من از عشق چون شد
  2. شمارهٔ ۱۸۵دامان من از شومی این چشم تر آلود
  3. شمارهٔ ۱۸۶بی تو با این همه زاری به لبم جان نرسد
  4. شمارهٔ ۱۸۷سینه‌ام از داغ‌ها معمور باد
  5. شمارهٔ ۱۸۸آن روز که یار خواهد آمد
  6. شمارهٔ ۱۸۹دوش بر بالینم آمد یار و غم‌خواری نکرد
  7. شمارهٔ ۱۹۰با اهل هوس نشستی آخر
  8. شمارهٔ ۱۹۱دور از در او فتادم آخر
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.