پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۸۶

بی تو با این همه زاری به لبم جان نرسد

تا تو بر سر نرسی عمر به پایان نرسد

می‌رود تند چنان شوخ وفا دشمن من

که بگرد قدمش عمر شتابان نرسد

رخنه‌های نفسم بسته سراسر صیاد

که به من نالهٔ مرغان گلستان نرسد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۸۸آن روز که یار خواهد آمد
  2. شمارهٔ ۱۸۹دوش بر بالینم آمد یار و غم‌خواری نکرد
  3. شمارهٔ ۱۹۰با اهل هوس نشستی آخر
  4. شمارهٔ ۱۹۱دور از در او فتادم آخر
  5. شمارهٔ ۱۹۲نماندیم در هجر او زنده بسیار
  6. شمارهٔ ۱۹۳بیا عیادت من کن قدم دریغ مدار
  7. شمارهٔ ۱۹۴درآ به میکده و ترک نام و ننگ بگیر
  8. شمارهٔ ۱۹۵تا به کی صرف حنابندی نمایی روزگار
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.