پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۸۰

خیال تند خوی در دل من خانه می‌سازد

که چون سیلش گذر هرجا فتد ویرانه می‌سازد

ندارم شکوه از زنجیر زلفت لیک ازین داغم

که این دیوانه را با مدعی هم خانه می‌سازد

درین ظلمت سرا از شوق شمعی می‌پرد چشمم

که مژگان را خیال او پر پروانه می‌سازد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۸۲ز وصلت ناامیدی‌ها همه امید می‌گردد
  2. شمارهٔ ۱۸۳نه همین بادیه گلزار هوادار تو بود
  3. شمارهٔ ۱۸۴چه گویم که حال من از عشق چون شد
  4. شمارهٔ ۱۸۵دامان من از شومی این چشم تر آلود
  5. شمارهٔ ۱۸۶بی تو با این همه زاری به لبم جان نرسد
  6. شمارهٔ ۱۸۷سینه‌ام از داغ‌ها معمور باد
  7. شمارهٔ ۱۸۸آن روز که یار خواهد آمد
  8. شمارهٔ ۱۸۹دوش بر بالینم آمد یار و غم‌خواری نکرد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.