شمارهٔ ۱۶۶
ره نمییابد سکندر هم به دولتخانهاش
حیرتی دارم که چون آیینه را رو میدهد
مصرعی گر بعد ماهی میکند موزون هلال
یار در آنی جوابش را به ابرو میدهد
گر دماغی تازه خواهی جرعهای بر ما فشان
آب چون بر خاک میپاشد کسی بو میدهد
ره نمییابد سکندر هم به دولتخانهاش
حیرتی دارم که چون آیینه را رو میدهد
مصرعی گر بعد ماهی میکند موزون هلال
یار در آنی جوابش را به ابرو میدهد
گر دماغی تازه خواهی جرعهای بر ما فشان
آب چون بر خاک میپاشد کسی بو میدهد
شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسیگوی و پنجابیزبان قرن دوازدهم هجری در شبهقارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانتالله، قاضیالقضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه بهشمار میرفت. سال دقیق تولدش در هیچیک از تذکرهها...
زندگینامه و دیوان کامل ←متن شعر به نقل از گنجور.