پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۶۵

تنگ تنگ از دهن یار شکر می‌ریزد

شکر از تنگ دهانش چه قدر می‌ریزد

کارم از گریه ز دست تو گذشت است کنون

جای اشک از مژه‌ام لخت جگر می‌ریزد

هر که در بزم تو ره یافت گهرچینی کرد

لعل خوش‌حرف تو از بس که گهر می‌ریزد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۶۷گر او دل می‌دهد جان می‌ستاند
  2. شمارهٔ ۱۶۸تندخویی ز من نمی‌آید
  3. شمارهٔ ۱۶۹دارد افسانهٔ بیتابی من تأثیری
  4. شمارهٔ ۱۷۰نه همین عالم ازین زلف دگرگون گردید
  5. شمارهٔ ۱۷۱داغت بس از فنا به مزارم بهار کرد
  6. شمارهٔ ۱۷۲مرا اگر تب عشق استخوان بجنباند
  7. شمارهٔ ۱۷۳به جز چاکی که آن از جیب تا دامن نمی‌آید
  8. شمارهٔ ۱۷۴سحری مرحمتی عشق تو در کارم کرد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.