پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۷۱

داغت بس از فنا به مزارم بهار کرد

چندان که مشت خاک مرا لاله‌زار کرد

گفتی که بعد ازین نزنم تیر خود به غیر

حرفی که گفته‌ای به دل بنده کار کرد

زلف تو گشت درهم و برهم چو خط رسید

این شور مور بین چه‌قدر تارومار کرد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۷۳به جز چاکی که آن از جیب تا دامن نمی‌آید
  2. شمارهٔ ۱۷۴سحری مرحمتی عشق تو در کارم کرد
  3. شمارهٔ ۱۷۵اگر ز خاک مزارم غبار برخیزد
  4. شمارهٔ ۱۷۶غم افزون شد نپرسیدی چرا شد
  5. شمارهٔ ۱۷۷تا ستانم ز بتان داد تن خون‌آلود
  6. شمارهٔ ۱۷۸چشم تو را که رخصت خون ریز داده‌اند
  7. شمارهٔ ۱۷۹غنچه‌سان تنگی دل از سر من وا نشد
  8. شمارهٔ ۱۸۰خیال تند خوی در دل من خانه می‌سازد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.