پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۶۳

کسی امید چه نفع از تو ای فلک دارد

به زخم هر که تو مردم نهی نمک دارد

رقیب سوخته را بار اختلاط مده

حذر ز صحبت او کن که آتشک دارد

ز جور چرخ چه پرواست دردمندان را

که طفل اشک کجا بیم از فلک دارد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۶۵تنگ تنگ از دهن یار شکر می‌ریزد
  2. شمارهٔ ۱۶۶ره نمی‌یابد سکندر هم به دولت‌خانه‌اش
  3. شمارهٔ ۱۶۷گر او دل می‌دهد جان می‌ستاند
  4. شمارهٔ ۱۶۸تندخویی ز من نمی‌آید
  5. شمارهٔ ۱۶۹دارد افسانهٔ بیتابی من تأثیری
  6. شمارهٔ ۱۷۰نه همین عالم ازین زلف دگرگون گردید
  7. شمارهٔ ۱۷۱داغت بس از فنا به مزارم بهار کرد
  8. شمارهٔ ۱۷۲مرا اگر تب عشق استخوان بجنباند
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.