پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۵۸

ز من برگشت آن مه مهربان من که خواهد شد

درین بی طالعی‌ها قدردان من که خواهد شد

عزیزان جمله پوشیدند چشم از یاس احوالم

به‌جز داغ محبت دیدبان من که خواهد شد

دران محفل زیان دردمندان کس نمی‌داند

به پیش یار یارب ترجمان من که خواهد شد

شود خاموش شمع آنجا که حرف از سوز دل گویم

نمی‌دانم به بزمش هم‌زبان من که خواهد شد

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۶۰بشنو که پیر دیر چه ارشاد می‌کند
  2. شمارهٔ ۱۶۱چو غنچه مانده‌ای ای دل کنون که یار آمد
  3. شمارهٔ ۱۶۲بنمای رو که صورت عالم نکو شود
  4. شمارهٔ ۱۶۳کسی امید چه نفع از تو ای فلک دارد
  5. شمارهٔ ۱۶۴جان ضعیف من که به جانان نمی‌رسد
  6. شمارهٔ ۱۶۵تنگ تنگ از دهن یار شکر می‌ریزد
  7. شمارهٔ ۱۶۶ره نمی‌یابد سکندر هم به دولت‌خانه‌اش
  8. شمارهٔ ۱۶۷گر او دل می‌دهد جان می‌ستاند
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.