پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۲۶

اشک عشاق تو ممتاز بود

چشم این قوم گهرساز بود

بی‌نواییم به غم خانهٔ ما

گر بود نغمه خدا ساز بود

خون به دل آب به چشمم نگذاشت

گریه یک خانه برانداز بود

چون کنم ناله ازین بخت سیاه

سرمه گیرندهٔ آواز بود

با تو دارم ز ره یک جهتی

آن نیازی که همه ناز بود

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۲۸درد دلم ز رنگ رخم گرد می‌کند
  2. شمارهٔ ۱۲۹ارباب قرب را که جگر آب می‌شود
  3. شمارهٔ ۱۳۰طلعت روی تو آفتاب ندارد
  4. شمارهٔ ۱۳۱آنچه با دل آن ستمگر می‌کند
  5. شمارهٔ ۱۳۲چه شد گر او به من خسته خشمگین افتاد
  6. شمارهٔ ۱۳۳حرف از مهر و وفا می‌گوید
  7. شمارهٔ ۱۳۴تا چه‌ها بر سرش از پهلوی اغیار آمد
  8. شمارهٔ ۱۳۵ره به جانان نمی‌توانم برد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.