پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۱۹

دوستی روزی دشمن نشود

تا چو من سوخته خرمن نشود

معتبر نیست خط خوبی مهر

تا به مهر تو مزین نشود

نشود قابل تشریف جنون

تا گریبان تو دامن نشود

شیخ گر چون تو بتی را بیند

نیست ممکن که برهمن نشود

تیره حالیست مرا از هجران

وای من گر به تو روشن نشود

به دلت پرتو فیضی نفتد

سینه‌ات تا همه روزن نشود

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۲۱محنت‌کش هجرم خبرم هیچ مپرسید
  2. شمارهٔ ۱۲۲زان کماندار به حالم نظری بود نماند
  3. شمارهٔ ۱۲۳راندی مرا ز خدمت تقصیر من چه باشد
  4. شمارهٔ ۱۲۴به غیر از جفا یاد کاری ندارد
  5. شمارهٔ ۱۲۵هر سبزه که در بهار روید
  6. شمارهٔ ۱۲۶اشک عشاق تو ممتاز بود
  7. شمارهٔ ۱۲۷تیغ بیداد برآهیختنش را نگرید
  8. شمارهٔ ۱۲۸درد دلم ز رنگ رخم گرد می‌کند
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.