پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۱۲۱

محنت‌کش هجرم خبرم هیچ مپرسید

خون گشت دلم از جگرم هیچ مپرسید

دیوار و درم را همه افتاده ببینید

کرد آنچه به من چشم ترم هیچ مپرسید

دل منزل یار است مجویید نشانش

در راه طلب دیر و حرم هیچ مپرسید

نسبت نتوان داد به او رشتهٔ جان را

از نازکی آن کمرم هیچ مپرسید

بینید که خون می‌رود از دیدهٔ من آب

از حسرت آن خاک درم هیچ مپرسید

یار از نظرم رفت چه گویم که چه‌ها رفت

رفت آه چه‌ها از نظرم هیچ مپرسید

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۲۳راندی مرا ز خدمت تقصیر من چه باشد
  2. شمارهٔ ۱۲۴به غیر از جفا یاد کاری ندارد
  3. شمارهٔ ۱۲۵هر سبزه که در بهار روید
  4. شمارهٔ ۱۲۶اشک عشاق تو ممتاز بود
  5. شمارهٔ ۱۲۷تیغ بیداد برآهیختنش را نگرید
  6. شمارهٔ ۱۲۸درد دلم ز رنگ رخم گرد می‌کند
  7. شمارهٔ ۱۲۹ارباب قرب را که جگر آب می‌شود
  8. شمارهٔ ۱۳۰طلعت روی تو آفتاب ندارد
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.