پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۹۹

با ما خیال او چه‌قدر بی‌تکلف است

بازیست اینکه شام و سحر بی‌تکلف است

تکلیف جام باده به من همنشین مرا

ساغر زدن زخون جگر بی‌تکلف است

دارد کلف به چهره و پروا نمی‌کند

ماه مرا ببین چقدر بی‌تکلف است

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۱۰۱ای دل ز یار شکوه‌گزاری چه لازم است
  2. شمارهٔ ۱۰۲اگر به خار و خس آن گل قدح به‌ دست نشست
  3. شمارهٔ ۱۰۳من نه هر جایی که تدبیر بود خواهم رفت
  4. شمارهٔ ۱۰۴به صفحهٔ رخ او نقش خط نوشته درست
  5. شمارهٔ ۱۰۵خاک گشتم در رهت از من غباری برنخاست
  6. شمارهٔ ۱۰۶مرا کشت و کین از دل او نرفت
  7. شمارهٔ ۱۰۷دلی در خون طپیده را چه علاج
  8. شمارهٔ ۱۰۸لبت هنوز نگردیده بود از پان سرخ
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.