پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۹۴

دلا به دست ازان طره نیست یک تارت

اگر تو کافی عشقی کجاست زنارت

تمام شب سر بالین یار می‌سوزی

خدا به من دهد ای شمغ بخت بیدارت

دگر به خواب هم آسودگی نخواهد دید

کسی که گشته پرستار چشم بیمارت

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۹۶درآ به خشم منت تندخو نخواهم گفت
  2. شمارهٔ ۹۷از طپیدن دمی نیاسوده است
  3. شمارهٔ ۹۸بیا بیا که غم و غصه از حساب گذشت
  4. شمارهٔ ۹۹با ما خیال او چه‌قدر بی‌تکلف است
  5. شمارهٔ ۱۰۰نی همین بی او دل گرمم گداخت
  6. شمارهٔ ۱۰۱ای دل ز یار شکوه‌گزاری چه لازم است
  7. شمارهٔ ۱۰۲اگر به خار و خس آن گل قدح به‌ دست نشست
  8. شمارهٔ ۱۰۳من نه هر جایی که تدبیر بود خواهم رفت
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.