پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۸۸

نی همین دل‌خستهٔ درد جدایی مردنی است

بر سر بالینش ار شمع است هم افسردنی است

باختم روزی که با جانان قمار عشق را

یافتم در داو اول کین حریف بردنی است

برنمی‌داری زمانی دست از آزار من

ای به قربانت روم عاشق مگر آزردنی است

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۹۰دل از سینهٔ من به در رفته است
  2. شمارهٔ ۹۱اضطراب عشق در کارم فتور انداخت است
  3. شمارهٔ ۹۲از بس که گریه کردم م در جگر نمانده است
  4. شمارهٔ ۹۳از یک توجه پیر خرابات
  5. شمارهٔ ۹۴دلا به دست ازان طره نیست یک تارت
  6. شمارهٔ ۹۵مکن شکوه گر دیده در اشک‌باریست
  7. شمارهٔ ۹۶درآ به خشم منت تندخو نخواهم گفت
  8. شمارهٔ ۹۷از طپیدن دمی نیاسوده است
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.