پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات ناتمام

شمارهٔ ۷۹

سرو کی همچون قدت ناز مجسم برخاست

راست گویم که به این ناز کسی کم برخاست

جامه گلگون من آن لحظه که برخاست به رقص

شعله از آتش من یک قد آدم برخاست

نیست ممکن که شود موم حریف آتش

دید تا داغ مرا دود ز مرهم برخاست

ادامه‌ی غزلیات ناتمام

  1. شمارهٔ ۸۱چرا زاهد از بزم رندان نفور است
  2. شمارهٔ ۸۲شب فراق ر بس عرصه بر دلم تنگ است
  3. شمارهٔ ۸۳صحبت غیر با او درگیر است
  4. شمارهٔ ۸۴ز هجران در دل تنگم فضا نیست
  5. شمارهٔ ۸۵ندانم عشق غارتگر کجایی است
  6. شمارهٔ ۸۶کی مرا در زندگانی پیرهن آمد به‌دست
  7. شمارهٔ ۸۷یار را نزدیکم از دورآور است
  8. شمارهٔ ۸۸نی همین دل‌خستهٔ درد جدایی مردنی است
همه‌ی غزلیات ناتمام ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.